تبلیغات
اخبار سینمایی - نقد جامعه شناسی فیلم «سگ کشی» ساخته بهرام بیضایی
   
1389/12/11  08:58    ویرایش: 1389/12/25 14:12
توسط:    

نقد جامعه شناسی فیلم سگ کشی ساخته بهرام بیضایی

بهرام بیضایی

 

زندگی‌نامه بهرام بیضایی

بهرام بیضایی در سال ۱۳۱۷ در تهران به دنیا آمد. خانواده‌اش اهل کاشان و آن‌گونه که خود بیضایی نوشته در کار تعزیه بودند. او تحصیلات دانشگاهیش را در رشته ادبیات ناتمام گذاشت و در سال ۱۳۳۸ به استخدام اداره کل ثبت اسناد و املاک دماوند درآمد. در سال ۱۳۴۱ به اداره هنرهای دراماتیک که بعدها به اداره برنامه‌های تئاتر تغییر نام داد منتقل شد. در سال ۱۳۴۴ با منیراعظم رامین فر ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه فرزند به نام‌های نیلوفر متولد ۱۳۴۵، ارژنگ متولد ۱۳۴۶ (فوت شده در صد روزگی) و نگار متولد ۱۳۵۱ می‌باشد. او یکی از پایه گذاران و اعضای اصلی کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۴۷ بود که درسال ۱۳۵۷ از آن کانون کناره گیری کرد. در سال ۱۳۴۸ به عنوان استاد مدعو با دانشگاه تهران همکاری کرد. در سال ۱۳۵۲ از اداره برنامه‌های تئاتر به دانشگاه تهران به عنوان استادیار تمام وقت نمایش دانشکده هنرهای زیبا و مدیریت رشته هنرهای نمایشی انتقال یافت. در سال ۱۳۶۰ پس از بیست سال کار دولتی از دانشگاه تهران اخراج شد. در سالهای ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶ خانواده‌اش از ایران مهاجرت کردند. در سال ۱۳۶۵ پدرش استاد نعمت الله(ذکایی)بیضایی مرحوم شد. او در سال ۱۳۷۱ با مژده شمسایی ازدواج کرد. فرزند آخرش نیاسان در سال ۱۳۷۴ متولد شد و مادرش نیره موافق در سال ۱۳۸۰ وفات یافت.

فعالیت در سینما

فعالیت سینمایی را با فیلم‌برداری یک فیلم هشت میلیمتری چهار دقیقه‌ای سیاه و سفید در سال ۱۳۴۱ آغاز کرد. پس از ساخت فیلم کوتاه «عموسبیلو» در سال ۱۳۴۹، اولین فیلم بلندش رگبار را در سال ۱۳۵۰ ساخت. چریکه تارا و مرگ یزدگرد فیلمهایی که او در سالهای ۱۳۵۷ و ۱۳۶۰ ساخت تاکنون در محاق توقیف می‌باشند. او در سالهای پیش و پس از انقلاب برای ساختن فیلم‌های خود با مشکلات و سنگ اندازی‌های بسیاری روبرو بوده‌است. او تا کنون ۹ فیلم بلند و ۴ فیلم کوتاه ساخته‌است و آخرین فیلمی که از او پس از ۱۰ سال به نمایش عمومی درآمد سگ کشی (۱۳۸۰) بود که با استقبال گسترده منتقدان و مردم روبرو شد. او در کنار کارگردانی سینما بزرگترین فیلمنامه نویس سینمای ایران نیز به شمار می‌رود. آخرین ساخته او وقتی همه خوابیم در سال ۱۳۸۷ در حال تولید می‌باشد.

 

 نقد فیلم

سگ كشی قصه ی واقعیت های تلخ جامعه ای می تواند باشد كه با از سر گذراندن دوره های پر تنش و پر هزینه پا در راه تجربه ای منحصر به فرد گذاشته است.

انقلاب اسلامی با شالوده اسلامیت و احیای معنویت که ریشه در اعتقادات ویژه مذهبی یک ملت دارد، مصمم است جامعه ای با ارزشهای متمایز از جهان داشته باشد.

زمانه ی سگ کشی، زمانه ی فروکش کردن تب و تاب انقلاب و جنگ است. زمانی است که ارزشهای پیشین رفته رفته رنگ می بازد و در مقابل ارزشهای مادی هر چه بیشتر در جامعه جای باز می کند.

خصوصا در جامعه ی جنگ زده ی که تحریم های اقتصادی بر آن فشار آورده و با توجه به محدود بودن و عدم امکان دستیابی همگان بر رفاه و مادیات، افراد طمع کاری برای به دست آوردن هر چه بیشتر پول و رفاه سعی دارند از راه های نامشروع بهره جویند تا به ارزشهای اجتماعی که آن ها را کمال مطلوب تلقی می کنند، دست یابند.

سک گشی در چنین شرایطی شکل می یابد، اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد.

می توان گفت، فیلم سگ کشی البته نه آینه تمام نمای جامعه امروز، بلکه تصویری واقعی و نگران کننده از آن برهه حساس زمانی بود.

در سگ کشی، وجود نمادین شخصیت ها حائز اهمیت است. دو کاراکتر اصلی داستان "گلرخ کمالی" و همسرش "ناصر معاصر" است.

ناصر معاصر همان گونه که از نامش پیداست انسان جامعه ایرانی است که محصول یک نظام اجتماعی بیمار است.

شخصیتی با مجموعه ای از تظاهرات، دروغ ها، فریبکاری ها و بی رحمی ها.

ناصر معاصر از همه چیز سوء استفاده می کند، از اعتماد و بی خبری شریک اقتصادیش (جواد مقدم)، از ساده دلی دوستانش و حتی از عشق ساده و صادقی که گلرخ نسبت به او دارد.

اما گلرخ کمالی (باز همان گونه که بار کلامی نامش پیداست) در برابر این جریانات سنگین زمانه و آدمهای پررنگ و ریا، به دنبال کمال می گردد و انسایت، صداقت و آزادگی و عشق را که همه سمبل کمالند، جستجو می کند.

گلرخ کمالی شخصیت ایده آل جامعه آرمانی است.

شخصی که در زیر پای خشونت و بی رحمی و جاه طلبی عده ای له می شود، اما مجددا بر می خیزد، این شخصیت با آن که وارد چنین فضای کثیفی شده به قول خودش شخصیت های داستانش دوره اش کرده اند. هرگز به شیوه انسانها روی نمی آورد و حاضر به مقابله مثل می شود.

در برخی از قسمتهای داستان گلرخ در مقامی قرار می گیرد که می تواند به شیوه آدم های معاصر رفتار کند. یکی از آن موارد، صحنه ای است که درشرکت افرندی که یکی از افراد افرندی با پنجه بوکس چند سیلی به صورت گلرخ می زند و با عوض شدن شرایط و توافق گلرخ با افرندی برای خریدن چک، گلرخ پنجه بوکس را به دست می گیرد و آماده انتقام گرفتن می شود. اما هیچگاه این کار را نمی کند و به او می گوید: "تو حتی ارزش زدن هم را نداری".

مورد دیگر در سکانس آخر فیلم است که ناصر معاصر به خاطر تشکر از زحماتی که گلرخ کشیده، برای هدیه، طلاق نامه اش را به او می دهد و خبر ازدواج خودش را با فرشته (منشی اش) به اطلاع گلرخ می رساند و اینجاست که عمق آلودگی و خیانت ناصر معاصر آشکار می شود.

سگ کشی روایت جامعه دو رنگی و دروغ، دو رویی است. در سک گشی آدم ها مدام در کمین هم هستندو فریبکاری و تظاهر، آسان ترین و شاید تنها راه رسیدن به ارزش های جامعه سگ کشی است.

نقطه ای است که ارزش ها عکس می شوند و فشار اجتماعی بر خلاف قاعده بر گرده کسانی تحمیل می شود که مسلح به تظاهر و دروغ نیستند.

در این اجتماع نمی توان اندیشه ها و مقاصد درونی کسی را از گفتار و رفتارشان درک کرد و در بیشتر موارد بین این 2 تنافی و تضاد وجود دارد.نتیجه مستقیم این وضع بی اعتمادی مفرط و روز افزون مردم جامعه به یکدیگر است، چیزی که در همه لحظات سگ کشی میتوان آنرا جست.

اساسا فیلم با دروغ و صحنه سازی ناصر معاصر برای شریکش (جواد مقدم) آغاز می شود و این فریب کاری ها تا پایان به نحو سرسام آوری ادامه پیدا می کند، گویی همه علیه هم مشغول دسیسه اند و همچنین علیه گلرخ کمالی این دورویی تا پایان داستان دیده می شود.

دروغ و دورنگی منشی و خانواده اش، حتی زمانی که گلرخ به خاطر بدگمانی هایی که در گذشته نسبت به منشی داشته، افراد صادقانه عذرخواهی می کنند و منشی متواضعانه می گوید: "از گذشته حرف نزن".

در سکانس پایانی فیلم وقتی دست ناصر معاصر رو شد، او کارش را برای گلرخ این طور توجیه می کند: من فقط پیش دستی کردم اگر من این نقشه را می کشیدم شاید اون می کشید، من از دزد دزدیدم".

و گلرخ در جواب می گوید: "چه بلبشویی می شد اگه همه بخوان از هم بدزدن".

و این بلبشو آن طور که سگ کشی تصویر کرده عملا در فضای جامعه موجود است. پس می توان گفت قصه سگ کشی قصه قلب و مسخ ارزش ها، تظاهر، دروغ، ریا، بی اعتمادی، نگاه ابزاری به زن، دزدی دو سویه می باشد.

اما در آخر سگ کشی با این که فیلم تلخی است، رویکردی امیدوار کننده دارد.

سکانس پایانی فیلم سکانس سگ کشی است، ناصر معاصر در محاصره طلبکارانش و همه آنهایی که به بازی گرفته است به پایان بازی خود می رشد و این گونه سیاهی محکوم به شکست می شود.

 تهیه و تنظیم: خانم زارع شریفی

   



اخبار سینمایی